تاج الدين احمد وزير

315

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

و له أيضا از من كه مىبرد سوى دستور خافقين * رمزى دو بر « 1 » شكايت ايّام منطوى و الأعلاء دولت و ملّت محمّد آنك * لطفش شكست رونق اعجاز عيسوى خورشيد چون به سايهء راى « 2 » وى اندرست * دارند اخترانش مسلّم به خسروى كلك ضعيف اوست كه محكم ميان ببست * تا رسم ملك و قاعدهء دين كند قوى هستند گاه بخشش و كوشش غلام او * حاتم به زرفشانى و رستم به پهلوى پيكان او ز جوشن پولاد « 3 » بگذرد * چون سوزن فسان زده « از لابلا جوى » « 4 » گويد به دو كه ابن يمين را شكايتيست * ور بندگيت عرضه كنم بو كه بشنوى آخر روا بود چو منى را كه گاه نطق * روح الأمين سزد به رسيلى و پيروى 255 نظمى چو آب از آتش طبعم روان شده * خواهى قصيده خواه غزل خواه مثنوى

--> ( 1 ) در ديوان : در آن . ( 2 ) يى . ( 3 ) بولاد . ( 4 ) هكذا در ديوان ، در متن بياض درست خوانده نمىشود .